نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳
 

 

بداهه خوانی غزلی از من با دکلمه ی خودم و آواز مهدی عباسی عزیز و نوازندگی حسام ناصری نازنین

جنت آباد:

http://s5.picofile.com/file/8154220368/jannat_abad.mp3.html


 
comment نظرات ()
 
سلام...
نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۳
 

به چند دلیل شرمنده ام 

اول این که چند وقتی بود که مشکل فنی اجازه ورود به پرشین بلاگ را به من نمی داد. یعنی رمز عبور قابل قبول نبود. دوم این که آنقدر پیام ها زیاد بود که توان پاسخگویی به تک تک اونها رو نداشتم و در نتیجه مجبور شدم در یک پست هرچه لازم می دانم را بنویسم. این روزها حضور مستمر در صفحه فیس بوک و اینستاگرام مجال حضور در این سایت را از من گرفته و از طرفی نیز کارهایی در دست اقدام دارم که ترجیحم کار بر روی آنهاست. مجموعه غزل جدیدم خود/زنی! در دست ویرایش است و در اولین فرصت به ناشر سپرده می شود. این اولین فرصت کی فراهم شود خدا می داند! تا چاپ مجموعه هم از انتشار غزل جدید معذورم چرا که آنقدر از بابت دزدی شعرها دردسر کشیده ام که فکر می کنم منتشر نکنم بهتر باشد... ممنون از این که هستید و هنوز شعر می خوانید. آدرس صفحه فیس بوک که مطمئنم دوستانی که اینجا هستند دارند. این هم آدرس اینستاگرام:

 

omidsabbaghnou

 

به امید موفقیت تک تک دوستان نازنینم


 
comment نظرات ()
 
مهرابان منتشر شد
نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٢
 

بالاخره بعد از یک ماه تاخیر، مهرابان به بازار آمد...




 
comment نظرات ()
 
غزلی از مجموعه «جنگ میان ما دونفر کشته می دهد» / نشر نیماژ
نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢
 

.

به جای این که در شب­های من خورشید بگذارید

فقط مرزی میانِ باور و تردید بگذارید

 

همیشه باد در سر دارم و همزاد مجنونم

به جای باد در «فرهنگِ عاشق» بید بگذارید

 

همین که عشق من شد سکّه ی یک پولِ این مردم

مرا بر سفره های هفت سینِ عید بگذارید!

 

خیالی نیست، دیگر دردهایم را نمی گویم

به روی دردهای کهنه ام تشدید بگذارید

 

ببخشیدم!برای این که بخشش از بزرگان است

خطاهای مرا پای خطای دید بگذارید!

 

گرفته ناامیدی کلّ دنیای مرا، ای کاش

شما آن را به نام کوچکم «امّید» بگذارید

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
جنگ میان ما دونفر کشته می دهد...
نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

به لطف خدای بزرگ نمایشگاه کتاب امسال هم گذشت.با این که اکثر ناشران شرکت کننده از نمایشگاه امسال راضی نبودند، اما خدا را شکر غرفه های مرتبط با شعر هنوز نفس می کشیدند و عده ای بودند که بیایند و کتاب های شعر را تورق کنند و گهگاهی کتابی خریده با خود به مهمانی لحظه هایشان ببرند.

امسال با مجموعه های روایت سه تم و تاریخ بی حضور تو یعنی دروغ محض در غرفه ی فصل پنجم و جنگِ میان ما دونفر کشته می دهد در غرفه ی نشر نیماژ مهمان دوستان عزیز بودم.جنگِ میان ما دونفر کشته می دهد سه روز قبل از نمایشگاه رونمایی شد و عرضه ی اون از اولین روز نمایشگاه آغاز شد که به لطف خدا و محبت دوستان نازنینم تقریبا چاپ اولش تمام شد و تا یکی دوهفته ی آینده چاپ جدید آن در بازار خواهد بود.

مثل همه ی مجموعه ها این مجموعه هم با سلیقه های ممیزی دست و پنجه نرم کرد و چند مورد آن حذف شد که لازم می دانم اصلاحیه ی آن را در این قسمت بیاورم تا دوستان زحمت پُر کردن جاهای خالی را بکشند!

 

صفحه 9 کتاب غزل 3 بعد از بیت دوم این دو بیت اضافه شود:

 

ای عشقِ بکر! کاش بفهمی که پیغمبرِ پر از تب وُ بی تابت

هر وقت بحثِ معجزه ای می شد، اعجاز دست های تو را میخواست

 

اعجاز دست های پر از مهرت یادآور گذشته ی شیرینی ست

عطر بهشت و جاذبه ی یک سیب، که یادگار مادرمان حوّاست

 

صفحه 17 غزل 8 سطر هفتم "دلت" به "تنت" تغییر کند!

صفحه 57 غزل 28 این دو بیت به انتهای غزل اضافه شود:

خیانت در امانت طبق حکم شرع جایز نیست!

امانت بود عشقم در وجودت، حیف نامردی!


مرا با خاک یکسان کرده ای، ای دشمنِ هم خون!

تو را با خاک یکسان می کنم، روزی که برگردی

 

 

صفحه 63 غزل 33 بعد از بیت چهارم این دوبیت اضافه شود:

 

اعجاز دستانت به من پیغمبری بخشید

هر خنده ات یک آیه از انجیل شد، بانو

 

صد ابرهه در جنگ چشمانت زمین خوردند

هر روز شکلِ «سال عام الفیل» شد، بانو

 

 

صفحه 71 غزل 38 بعد از بیت سوم این بیت اضافه شود:

 

والتینِ والزَیتون وَ تورِ سی.../نَه! کافیست

آیات چشمان و لبت را می ستودم

 

 

صفحه 73 غزل 39 بیت آخر اضافه شود:

 

تیغ در دست و شاهرگ دمِ دست، باید از ریشه درد را بزنم

دمِ آخر چگونه فکر کنم؟

به خیانت

خودم

به تو

به زنم...

 

صفحه 75 غزل 40 بیت آخر اضافه شود:


پس از پیامبران تو رسول جامعه باش

بیا قسم بخور امشب به خودنویس خودت!

 

 

در ضمن سه غزل بصورت کامل حذف شده بود که آن ها را برای کتاب بعدی نگه داشتم!

 

دوستان شاعر متولد دهه ی هفتاد سایتی را راه اندازی کرده اند که مطالعه اش خالی از لطف نیست. مصاحبه ی این دوستان جوان شاعر را با من در لینک زیر بخوانید:

 

مصاحبه با شاعران متولد دهه ی هفتاد

 


 
comment نظرات ()
 
و یک نوسروده
نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ دی ۱۳٩۱
 

سلام

محض خالی نبودن عریضه و اعلام حضور، یک غزل تازه و منتشر شده را در وبلاگم منتشر می کنم.ضمن این که خبر اخذ مجوز مجموعه غزل جدیدم _ جنگِ میان ما دونفر کشته می دهد-به گوشم رسیده است و منتظر انتشارش هستم...

 

آمـــــــــــــــــــــــــــدی

 تا دقیقه هایت را

ساده- امّا دقیق- بفروشی

دست های نمک ندارت را

پای

طیّ طریق بفروشی!

 

هرکجا را قدم زدی

دیــدی

رگِ مردُم پُر از غم و درد است

با خودت فکر کردی و گفتی :

می توانی که تیغ بفروشی!

 

با خودت فکر کردی و گفتی:

بهترین کار

«دو به هم زدن» است

کوچه ها را پُر از نفاق کنی

دو سه تا منجنیق بفروشی

 

می توانی

ـدروغ پشتِ دروغ

قصّه و شایعه درست کنی

شعله بر جان مردم اندازی

«رخت ضدّ حریق» بفروشی!

 

 

گرچه انگشتر طلا مُد نیست

روزگار طلای بعضی هاستــ

 می توانی که

حلقه ی نُقره با نگینِ عقیق

بفــروشی!

 

کـــــــــــاش

این سفره های نان بیات

به تریج قَبا ت بر بخورد!

جای این بشکه های نفت سیاه

چند چاه ِ عمیق

بفروشی!

 

با خودت فکر کن ؛

اگر این شعر

باب میل جـــــنابعالی نیست

دستمال کتان گران نشده!

می توانی

رفیق بفروشی!

 

 


 
comment نظرات ()
 
آلبوم کامل صوتی مجموعه ی می میرم اگر روی دلم پا بگذاری
نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

سلام خدمت همه ی دوستان شاعر و دوستدار شعر

 

در سال 87 وقتی که مجموعه ی "می میرم اگر روی دلم پا بگذاری" منتظر مجوز بود، تعداد 12 شعر از این مجموعه به صورت سی دی ضبط و تدوین گردید که شنیدن آنها خالی از لطف نیست.کار ضبط و تدوین این سی دی  را دوست نازنینم آرش محمدی انجام داده که الحق والانصاف کار خوبی از آب در آمده است.البته اکثر دوستانی که کتاب را دارند سی دی را هم باید داشته باشند.اما بالاخره بعد 4 سال تصمیم گرفتم فایل ها را با کیفیت عالی و ظرفیت خوب آپلود کنم تا دوستان دیگر هم بتوانند فایلها را دانلود نمایند.برای همه ی دوستان آرزوی موفقیت دارم .به امید دیدارتان در نمایشگاه 91 -غرفه ی انتشارات فصل پنجم

ضمنا هر دو مجموعه ام در نمایشگاه در همین غرفه قابل تهیه خواهد بود.

1-پشت چراغ قرمز تجریش، جمعه شب...

2-درست ساعت 24 عاشق شد!

3-خواستم یکشب نگویم دوستت دارم، نشد...

4-می میرم اگر روی دلم پا بگذاری...

5-دوباره عصر دوشنبه، قرار در باران...

6-لعنت به این زمین، نفسِ عشق را گرفت...

7-می شود روزی که مرز لحظه ها را بشکنم...

8-آهای ماه من چرا من از تو دور می شوم...

9-آن لحظه ی نخست، من و تو که روبرو...

10-با یک دعای ساده که گفتم برو، خدا...

11-تو آفریده شدی...

12-حرفی از آن گل پژمرده که آوردی نیست..

 

 

امیدوارم از شنیدن این سی دی رضایت داشته باشید.به امید دیدارتان در نمایشگاه کتاب امسال...

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
 



-- آوای دل -- www.shereno.com -- www.shereno.com - --