با یه شعر جدید در خدمت دوستان بزرگوارم . امیدوارم از نظراتتون منو بی بهره نکنید

پشت چراغ قرمز تجریش – جمعه شب!
یک ایستگاه خسته ی تاکسی – تویی که شب-
از کوچه های خیس گذشتیم – من و تو!
آقا مزاحمم نشو – لطفا... فقط برو!
این کوچه های با تو قدم میزنم – بد است!
انگار کوچه نیست فقط – خط ممتد است!
لبخند تو که سایه ی تکرار میخورد . . .
تیرم – هدف – به چشم تو اینبار میخورد!
اسمت : ستاره بوده وَ سوسو نمیزدی
یک ذرّه با عروسک من مو نمیزدی!
باید تو را عروس تمام غزل کنم!!
امشب تو را شبیه عروسک بغل کنم!
شب – من و تو که فاصله مان دور میشود!
[این بیتها بخاطرِ... سانسور میشود ]!
تندیس من وَ تو – عریان – کنار تخت !
گفتم نرو – شبیه به یک عشق پاره وقت!!
[ ... ]
حالا تو رفته ای – شده ام باز متهم!!
دارم به ربط قافیه ها فکر میکنم!
[ ...]
تصویر من دوباره برای تو مرده است!
این عشق ساده چرا زخم خورده است!
دارد فسیل میشود این دل! نیامدی!
هر شب ترانه پشت ترانه – که
تو بدی!
دارم کلاغ میشوم انگار – در خودم!
افسوس میخورم که چرا - عاشقت شدم؟!
هرشب کلافه میکندم شعر چشم تو
دیگر از این خیال برو – تا ابد - برو!
نظرات ()سلام و بی مقدمه یه غزل جدید تقدیم دوستان دوست داشتنی ام:

دوباره عصر دوشنبه – قرار در باران
و من مقابل متروی صادقیه – همان...
- سر قرار همیشه – که میرسی از راه
که باز هم تو بخندی و بوسه ی پنهان
تو خیس میشوی از عشق و غرق در شادی!
منم که مات تو- ...
تاکسی – سکوت – تو – هیجان!
تمام موی تو را خشک میکنم – آه !
و محو میشوم انگار در دلت الان!
بیا که فال بگیریم – کولیِِِ دمِ بخت
که سبزِ چشمِ تو افتاده باز در فنجان
چقدر خاطره دارم – دروغ میخندم!
و سایه ی من تو – روی بستری عریان!
چگونه میشود آخر لب تو را ننوشت؟
همان لبی که پکم زد –و سوختم- شیطان...
تو از خیال خودت پاک کردی ام – افسوس
ولی منم که تو را کرده ام – غزلباران!
تو-!
دختری که لبانش بنفش میخندد
تویی که معجزه کردی درون یک انسان
چقدر قصه ی کوتاه عشق طولانیست
و نامه ای که نوشتی- تمام شد -... پایان!
هنوز شعر تو را می نویسم – ای ظالم!
و فکر میکنم آن روز- ساده رفتنتان...
- فقط بخاطر این شد که من بزرگ شوم!
شبیه مرد بزرگی که در شب باران
نوشت – دخترک شعر – عاشقت هستم
نرو – برای همیشه سرِ قرار بمان ...
نظرات ()