فقط به خاطر این که فکر نکنند از دنیا رفتم !!
نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ آذر ۱۳۸٥
 

سلام به همه ی اونایی که یه جو معرفت دارن و بعضی وقتا یه سر میزنن به این کلبه خرابه

این سه تا شعر کوتاه رو امروز گذاشتم تو سایت شعر نو ؛ گفتم اینجا هم باشه بدنیست .

یا حق

 

 

۱)

خسته که شد

دلش را زد به صخره های کنار دریا

که بشکند

و تمام کند تمام نا تمامش را

 

صبح آهن پاره های کنار ساحل بود

و

دلهای گمشده بر سینه ی دریا

و خبرهای داغ

- کشتی دیشب به صخره برخورد کرد –

و من در دل دریا گم شده بودم

هنوز ....

 

۲)

 

نمی نوشت

چند روزی بود دلش را !

همین که طوفان شد

برگشت ...

نوشت ...

               مُرد !!!

 

 

۳)

و یکشنبه ورق میخورد

در سطر سطر نگاهم

و اندوه میشوم تا صبح

در خاطرات پژمرده ی زیر سیگاری

یکشنبه !

و زنی که همیشه بنفش لبخند میزند

بنفش گریه میکند

و عطر حضورش بنفش می پاشد

به انزوای یکشنبه هایم

چقدر طعم لبانت بنفش بود

یکشنبه !!... ای که نبودی !


 
comment نظرات ()
 
 



-- آوای دل -- www.shereno.com -- www.shereno.com - --