سلام به همه ی اونایی که یه جو معرفت دارن و بعضی وقتا یه سر میزنن به این کلبه خرابه
این سه تا شعر کوتاه رو امروز گذاشتم تو سایت شعر نو ؛ گفتم اینجا هم باشه بدنیست .
یا حق
۱)
خسته که شد
دلش را زد به صخره های کنار دریا
که بشکند
و تمام کند تمام نا تمامش را
صبح آهن پاره های کنار ساحل بود
و
دلهای گمشده بر سینه ی دریا
و خبرهای داغ
- کشتی دیشب به صخره برخورد کرد –
و من در دل دریا گم شده بودم
هنوز ....
۲)
نمی نوشت
چند روزی بود دلش را !
همین که طوفان شد
برگشت ...
نوشت ...
مُرد !!!
۳)
و یکشنبه ورق میخورد
در سطر سطر نگاهم
و اندوه میشوم تا صبح
در خاطرات پژمرده ی زیر سیگاری
یکشنبه !
و زنی که همیشه بنفش لبخند میزند
بنفش گریه میکند
و عطر حضورش بنفش می پاشد
به انزوای یکشنبه هایم
چقدر طعم لبانت بنفش بود
یکشنبه !!... ای که نبودی !
نظرات ()