انتظار... به ياد سال ۱۳۸۰
نویسنده : امید صباغ نو - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥
 

   هميشه يكنفر اينجا به انتظار تو بود

   كه غير تو به صدايي در دلش نگشود

 

   هميشه با چمداني پر از سكوت و خيال

   نشسته زمزمه كرده دعاي اذن ورود

 

   به عشق خاطره هايت كنار جاده نشست

   و غير تو به غريبي كلام دل نسرود

 

   درون زمزمه هايش هميشه دردي هست

   كه مثل تير دوشاخه به سينه گشته عمود

 

   و آسمان دو چشمش غزل غزل باريد

   شبيه چشمه تلخي كه ريخت در دل رود

 

   دوباره دور خودش بست كاغذي و سپس

   شبيه يك نخ سيگار سينه شد پرِ دود

 

   و زلف رنگ شبش را به دست برف سپرد

   و عشق پاك خودش را به دست زخم كبود

 

   و داد زد كه بيايي ـ آهاي ميشنوي؟

   هميشه يكنفر اينجا به انتظار تو بود؟


 
comment نظرات ()
 
 



-- آوای دل -- www.shereno.com -- www.shereno.com - --