جنگ میان ما دونفر کشته می دهد...

به لطف خدای بزرگ نمایشگاه کتاب امسال هم گذشت.با این که اکثر ناشران شرکت کننده از نمایشگاه امسال راضی نبودند، اما خدا را شکر غرفه های مرتبط با شعر هنوز نفس می کشیدند و عده ای بودند که بیایند و کتاب های شعر را تورق کنند و گهگاهی کتابی خریده با خود به مهمانی لحظه هایشان ببرند.

امسال با مجموعه های روایت سه تم و تاریخ بی حضور تو یعنی دروغ محض در غرفه ی فصل پنجم و جنگِ میان ما دونفر کشته می دهد در غرفه ی نشر نیماژ مهمان دوستان عزیز بودم.جنگِ میان ما دونفر کشته می دهد سه روز قبل از نمایشگاه رونمایی شد و عرضه ی اون از اولین روز نمایشگاه آغاز شد که به لطف خدا و محبت دوستان نازنینم تقریبا چاپ اولش تمام شد و تا یکی دوهفته ی آینده چاپ جدید آن در بازار خواهد بود.

مثل همه ی مجموعه ها این مجموعه هم با سلیقه های ممیزی دست و پنجه نرم کرد و چند مورد آن حذف شد که لازم می دانم اصلاحیه ی آن را در این قسمت بیاورم تا دوستان زحمت پُر کردن جاهای خالی را بکشند!

 

صفحه 9 کتاب غزل 3 بعد از بیت دوم این دو بیت اضافه شود:

 

ای عشقِ بکر! کاش بفهمی که پیغمبرِ پر از تب وُ بی تابت

هر وقت بحثِ معجزه ای می شد، اعجاز دست های تو را میخواست

 

اعجاز دست های پر از مهرت یادآور گذشته ی شیرینی ست

عطر بهشت و جاذبه ی یک سیب، که یادگار مادرمان حوّاست

 

صفحه 17 غزل 8 سطر هفتم "دلت" به "تنت" تغییر کند!

صفحه 57 غزل 28 این دو بیت به انتهای غزل اضافه شود:

خیانت در امانت طبق حکم شرع جایز نیست!

امانت بود عشقم در وجودت، حیف نامردی!


مرا با خاک یکسان کرده ای، ای دشمنِ هم خون!

تو را با خاک یکسان می کنم، روزی که برگردی

 

 

صفحه 63 غزل 33 بعد از بیت چهارم این دوبیت اضافه شود:

 

اعجاز دستانت به من پیغمبری بخشید

هر خنده ات یک آیه از انجیل شد، بانو

 

صد ابرهه در جنگ چشمانت زمین خوردند

هر روز شکلِ «سال عام الفیل» شد، بانو

 

 

صفحه 71 غزل 38 بعد از بیت سوم این بیت اضافه شود:

 

والتینِ والزَیتون وَ تورِ سی.../نَه! کافیست

آیات چشمان و لبت را می ستودم

 

 

صفحه 73 غزل 39 بیت آخر اضافه شود:

 

تیغ در دست و شاهرگ دمِ دست، باید از ریشه درد را بزنم

دمِ آخر چگونه فکر کنم؟

به خیانت

خودم

به تو

به زنم...

 

صفحه 75 غزل 40 بیت آخر اضافه شود:


پس از پیامبران تو رسول جامعه باش

بیا قسم بخور امشب به خودنویس خودت!

 

 

در ضمن سه غزل بصورت کامل حذف شده بود که آن ها را برای کتاب بعدی نگه داشتم!

 

دوستان شاعر متولد دهه ی هفتاد سایتی را راه اندازی کرده اند که مطالعه اش خالی از لطف نیست. مصاحبه ی این دوستان جوان شاعر را با من در لینک زیر بخوانید:

 

مصاحبه با شاعران متولد دهه ی هفتاد

 

/ 20 نظر / 72 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حلقه اتفاق

درود... حلقه اتفاق با اتفاق های شاعرانه به روز و منتظر نگاه مهربونتونه...[گل]

رزا افروزیان

حیف

حامد حیدری

درود آقای صباغ نو عزیز! در وبلاگ جدید، با کارهای تازه منتظر نگاه و نظر ارزشمندتان هستم... "جیغ های یک جنازه" به روز است؛ با احترام دعوتید. ضمنا با افتخار لینک شدید. [گل][گل] hamedpoem.ir

سعیده صداقتی

سلام وعرض ادب امید جان ازخوندن اشعارت لذت بردم وبااجازه لینک کردم درصورت تمایل خو/شحال میشم ازنظراتت استفاده کنم به این آدرس http://ssedaghati.blogfa.com/

مجتبی سپید

سلام خوندمت گفتم بگم که شعرای قشنگت به دلم نشست شاعر[گل]

مكث

شعرهايتان نبض دارند! مي دانستيد؟! مي شود بعضي مصرع عا را حتي به دست گرفت و گرم شد

حسین

سلام و عرض تسلیت ایام عزا و عرض ادب خدمت آقا امید بعضی از غزلهاتون خوندم مخصوصا غزل عاشورایی تان را واقعا زیبا و قابل ستایش اند . اگر افتخار بدین و از غزلکهای من هم دیدار کنین و نظر بدین خوشحال میشم . یاعلی

وحید حیاتلو

نا مسلمان اینقدر با موی خود بازی نکن دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست ... ....... .......... سلام شاعر بروزم با یک غزل و چند خبر [گل][گل]

ذبیح الله محمدی

دنیای شیرینت به کـام دیگران باشد لبخندهایت سهم از ما بهتران باشد کج کرده راهش را به سمت دامنت خورشید پرچیــن گلهـــای تـــــو وقتـــی زعفران باشد گلگونه های شرجی شهریور گیلان نارنـــج های نوبــــر مـــازندران باشد یک دکمــــه از پیراهنت افتاده در کوچــه جوینده اش یابنده ی گنجی گران باشد شب زنده تر شد با پل ابروکمان شهرم تا لهجه ی شیرین خرما هم در آن باشد مطلــع ندیدم ناب تـــر از بیت ابرویت باید قلم در بیت بیتش خیزران باشد مستی خیالی نیست،همدستم اگر باشی هر جــام چشمت ناب تر از شوکـــران باشد وقتی که می دانم نگاهت در نگاهم نیست دیگـــر نبــاید انتــظار از دیگـــران باشد پس لااقل شب روسری را از سرت بردار مهتـــاب باید آسمانش بـی کـــران باشد